18
اینکه همه اینا رو کنار هم گذاشتین عالیه. حفظ کردنشون خیلی راحتتر شد.
1 پاسخ نمایش
واقعا روش خوبیه، من همیشه اینا رو جدا جدا یاد میگرفتم.
برای پرسیدن سوال وارد شوید.
ورود / ثبتنام18
واقعا روش خوبیه، من همیشه اینا رو جدا جدا یاد میگرفتم.
18
وای من همیشه اشتباه میگفتم I don't go nowhere. پس باید بگم I go nowhere.
15
دقیقا سوال منم بود. ممنون.
آها! پس مثلا برای سوال پرسیدن از anybody استفاده میشه؟
9
مرسی، خیلی واضح بود.
6
ممنون از توضیحتون.
5
چه باحال! پس Everybody knows everything هم درسته.
2
پس جمله I have nothing یعنی من هیچی ندارم. جالبه.
این دسته از کلمات برای صحبت در مورد افراد به صورت کلی یا نامشخص استفاده میشوند.
Everybody (همه): این کلمه به معنی «همهی افراد» است. وقتی میخواهیم در مورد تمام افراد در یک گروه یا به طور کلی صحبت کنیم، از آن استفاده میکنیم.
مثال: Everybody at the party was happy.
ترجمه: همه در مهمانی خوشحال بودند.
Somebody (یکی): این کلمه به معنی «یک نفر» یا «شخصی نامشخص» است. زمانی که نمیدانیم یا نمیخواهیم بگوییم دقیقاً چه کسی، از آن استفاده میکنیم.
مثال: I think somebody left their wallet.
ترجمه: فکر کنم یک نفر کیف پولش را جا گذاشته است.
Anybody (هرکس): این کلمه به معنی «هر شخصی» است و معمولاً در جملات سوالی و منفی به کار میرود.
مثال: Did anybody see my phone?
ترجمه: آیا کسی گوشی من را دید؟
Nobody (هیچکس): این کلمه به معنی «هیچ فردی» است و بار معنایی منفی دارد. وقتی از Nobody استفاده میکنیم، فعل جمله باید مثبت باشد.
مثال: Nobody came to the meeting.
ترجمه: هیچکس به جلسه نیامد.
این کلمات برای اشاره به مکانهای مختلف به صورت کلی یا نامشخص به کار میروند.
Everywhere (همه جا): این کلمه برای اشاره به «تمام مکانها» استفاده میشود.
مثال: I see beautiful flowers everywhere in the spring.
ترجمه: من در فصل بهار همه جا گلهای زیبا میبینم.
Somewhere (یک جایی): این کلمه به معنی «یک مکان نامشخص» است.
مثال: He lives somewhere in Canada.
ترجمه: او یک جایی در کانادا زندگی میکند.
Anywhere (هرجایی): این کلمه به معنی «هر مکانی» است و بیشتر در جملات سوالی و منفی کاربرد دارد.
مثال: You can sit anywhere you like.
ترجمه: تو میتوانی هرجایی که دوست داری بنشینی.
Nowhere (هیچ جا): این کلمه به معنی «هیچ مکانی» است و بار معنایی منفی دارد.
مثال: We have nowhere to go.
ترجمه: ما هیچ جا را نداریم که برویم.
از این کلمات برای صحبت در مورد «چیزها» به صورت کلی یا نامشخص استفاده میکنیم.
Everything (همه چیز): این کلمه برای اشاره به «تمام چیزها» یا «همه موارد» به کار میرود.
مثال: Is everything okay?
ترجمه: آیا همه چیز خوب است؟
Something (یک چیز): این کلمه به معنی «یک چیز نامشخص» است.
مثال: I have something to tell you.
ترجمه: من یک چیزی برای گفتن به تو دارم.
Anything (هر چیزی): این کلمه به معنی «هر چیزی» است و معمولاً در جملات سوالی و منفی استفاده میشود.
مثال: I don't need anything from the store.
ترجمه: من از فروشگاه هیچ چیزی نیاز ندارم.
Nothing (هیچ چیز): این کلمه به معنی «هیچ چیزی» است و بار معنایی منفی دارد. فعل جمله همراه آن باید مثبت باشد.
مثال: I have nothing to do today.
ترجمه: من امروز هیچ کاری برای انجام دادن ندارم.
آمادهای تمرین کنیم؟
تمرین را در وب شروع کنید.
مشاهده پست
https://www.instagram.com/reel/DVGKIRBDB-c/
درباره فاطمه عسگری
در مسیر آموزش انگلیسی قدم به قدم همراهتونم💕 هایلایتها ویترین دوره های ما👌🏻 جهت ثبت نام در دوره مکالمه طلایی بزن رو لینک زیر🔻
9
نکته/تمرین
4.9
امتیاز
157.7K
دنبالکننده اینستاگرام
امتیازدهی به فاطمه
@asgari_english
Please download the app using the links below to continue on your path.